گریه نکن که سرنوشت گر تورا از من جدا کرد ...

عاقبت دلهای ما با غم هم اشنا کرد ..

چهره اش ایینه کیست ..؟  انکه با من روبرو بود ...

دردو نفرین بر سفر این گناه از دست او بود ...

من گلی پژمرده بودم .. گر تو را صد رنگ و بو بود ..  

انچه کردی با دل من قصه ی سنگ و سبو بود ...

ای دلت خورشید خندان ..!!

سینه ی تاریک من سنگ قبر ارزو بود ......

سنگ قبر ارزو بود ................. 

 


 

نوشته شده توسط negin_shayan در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 ساعت 19:9 موضوع | لینک ثابت